الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
384
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
هر روز ، دو بار صبحگاهان و شامگاهان ، بر وى خواندم ؛ بدين گونه كه آب دهانم را جمع مىكردم و آن گاه بيرون مىريختم ؛ تا اين كه بهبود يافت . آنان نيز صد گوسفند به من دادند . نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رفتم و جريان را باز گفتم . حضرت فرمود : " بخور كه اگر افرادى با استفاده از رُقيهاى باطل به منافعى رسيدهاند ، تو با رُقيهاى حق ، از گوسفندان استفاده مىكنى . " » « 1 » مسئوليت اين سخن بر عهدهء راوى است . [ 1 / 67 ] احمد ، بخارى و بيهقى در سنن خود از ابن عباس روايت كردهاند : گروهى از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از كنار آبى گذشتند كه در آن جا ، فردى گَزيده يا مجروح مشرف به مرگ وجود داشت . يكى از اهالى آن منطقه به آنان گفت : « آيا درمانگرى بين شما هست ؟ چرا كه مردى گَزيده شده يا مجروح در كنار آب وجود دارد . » در اين هنگام ، يكى از اصحاب در برابر گرفتن گوسفندى ، فاتحة الكتاب را بر وى خواند و او بهبود يافت . وى گوسفند را نزد يارانش آورد ، ولى آنان را خوش نيامد و گفتند : « در برابر كتاب خدا ، مزدى دريافت كردى ؟ » تا اين كه به مدينه آمدند و گفتند : « اى رسول خدا ، او در برابر كتاب خدا ، مزدى گرفته است . » رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « به راستى ، سزاوارترين چيزى كه در برابر آن ، مزدى دريافت كرديد ، كتاب خداست . » « 2 »
--> ( 1 ) . الدرّ ، ج 1 ، ص 15 ؛ مسند احمد ، ج 5 ، ص 210 و 211 ؛ ابو داوود ، ج 2 ، ص 227 ؛ نسائى ، ج 4 ، ص 365 ؛ عمل اليوم و الليله ، ص 210 ؛ حاكم ، ج 1 ، ص 559 و 560 ؛ الدلائل ، ج 7 ، ص 91 و 92 ؛ ابو الفتوح ، ج 1 ، ص 32 و 33 . ( 2 ) . الدرّ ، ج 1 ، ص 14 ؛ مسند احمد ، ج 3 ، ص 10 و 44 ؛ بخارى ، ج 7 ، ص 23 ؛ بيهقى ، ج 6 ، ص 124 ، با اين عبارت : ابو عبد اللَّه حافظ از ابو يحيى احمد بن محمد بن ابراهيم سمرقندى از ابو عبد اللَّه محمد بن نصر از عبيد اللَّه بن عمر قواريرى از يوسف بن يزيد ، يعنى ابو معشر براء ، از عبيد اللَّه بن اخنس از ابن ابى مليكه از ابن عباس نقل كرده است كه گروهى از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از كنار آبى گذشتند و در بين آنان ، گَزيده يا مجروحى بود . يكى از اهالى آن جا گفت : « آيا درمانگرى بين شما هست ؟ چرا كه مردى گَزيده يا مجروح در كنار آب است . » يكى از اصحاب رفت و در برابر گوسفندى ، امّ الكتاب را بر وى خواند و او بهبود يافت . وى گوسفند را نزد ياران خود آورد ، ولى آنان را خوش نيامد و گفتند : « در برابر كتاب خدا مزدى گرفتى ؟ »